عنوان طرح/پروژه: بررسي وضعيت عملكرد توليد مثلي گوسفندان گلههاي عشايري استان مركزي
شماره مصوب: 4-61-13-91160
واحد اجرا: مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان مركزي
محل اجرا: استان مركزي مجري : رمضانعلی عزیزی سال شروع : 91 سال خاتمه : 93 شماره ثبت:
اهميت، ضرورت، اهداف و روش تحقيق :
روش تحقيق:
اين مطالعه به منظور بررسي و ارزيابي صفات توليدمثلی گلههاي گوسفند عشایری استان مرکزی انجام گرديد. این پژوهش به روش ميداني و با استفاده از پرسشنامه هاي استاندارد با روش توزيع طبقه اي تصادفي بر روي 61 گله انجام گرفت. در
اين بررسي اطلاعات مربوط به عوامل مديريتي و تغذیه ای موثر بر توليدمثل
مانند: استفاده از تغذيه فلاشينگ پيش از جفت گيري، تغذيه تكميلي در دوماه
آخر آبستني، مدت زمان حضور قوچ در گله، زمانبندي جفتگيريها، انجام
واكسيناسيون، منابع خوراكي در دسترس(مرتع، پسچر مزارع و خوراک دستی)،
هورمون تراپي، تغذيه با جايگزين شير، نحوه كوچ، اندازه گله، نوع سكونت
گاه،سطح سواد و آموزش، نژاد، تركيب گله، تعداد دام در زمان جفت گيري، تعداد
دام ماده زايش كرده، تعداد بره متولد شده، تيپ تولد، تعداد بره از شير
گرفته شده و تلفات بره با مراجعه به گله داران اخذ و در پرسشنامه های
مربوطه ثبت گردید. پارامترهاي نسبت دام ماده به نر در هنگام جفتگيري، درصد
زايش، درصد دوقلو زايي، درصد بره زايي، و درصد بهره وري گله با استفاده از معادلات تعیین گردید. داده ها پس از جمع آوري و قالب بندي و ويرايش توسط نرم افزار SPSS تحت ويندوز تجزيه وتحليل آماري شدند
نتايج :
. نتايج اين پژوهش نشان داد که شغل
اصلی 7/96 درصد مصاحبه شوندگان دامداری بود. بیش از57 درصد آنها بیسواد
بودند. میانگین وسعت مرتع در اختیار هرکدام از گله داران حدود 214 ± 2557 هکتار بود. میانگین اندازه گله 32 ±
366 راس بود. بیش از 97 درصد گله داران سکونتگاه ثابت داشتند. بیش از 82
درصد گوسفندان موجود در گله های مورد مطالعه بومی بودند. نحوه کوچ عمده گله
داران به صورت پیاده بود. ترکیب گله به ترتیب شامل68 درصد ميش، 26 درصد شيشك ماده، 4 درصد شيشك نر و 3 درصد قوچ بود. بیش از 85 درصد از زایش ها در فصل زمستان انجام میشد . بیش
از 69 درصد گله داران بره های خود را در سن 4 ماهگی از شیرمیگرفتند. 62
درصد گله داران در سن 6 الی 7 ماهگی بره ها را از گله جدا می کردند. بیشترین تعداد تلفات مربوط به تلفات بره قبل از شیرگیری بود(41درصد ). حداکثر سن نگهداری میش در گله 1/0 ±
3/5 بود. در بیش از 85 درصد از گله ها شیردوشی انجام نمی شد. اکثر
گلهداران تغذیه فلاشینگ را انجام نمیدادند(7/60 درصد). بیش از نیمی از
گله داران تغذیه تکمیلی در دو ماه آخرآبستنی را انجام می دادند( 1/54
درصد). عملیات واکسیناسیون در تمام گله ها انجام میشد. مدت استفاده از مرتع ،پسچر مزارع و تغذيه دستی در سال به ترتیب 6، 3 و 3 ماه بود. هورمون تراپی و از جایگزین شیر در هیچکدام از گله ها استفاده نمی شد. کیلوگرم
بره متولد شده و کیلو گرم بره از شیر گرفته شده به ازای هر میش به ترتیب
9/2 و 7/19 کیلوگرم بود. میانگین و انحراف معیار صفات تولید مثلی نسبت قوچ
به میش، نرخ زايش، نرخ چندقلوزایی، نرخ بره زایی، تعداد بره از شيرگرفته
شده، نرخ بره گيری و نرخ تلفات بره به ترتیب 2/1 ± 9/8، 1/2 ± 5/80، 5/1 ±
2/90، 4/2 ± 8/72، 6/20 ± 174، 6/2 ± 7/64 و 9/1 ± 6/11 بود.
بازده اقتصادي و اجتماعي حاصل از كاربرد نتايج تحقيق:
دستورالعمل فني و توصيه ترويجي :
به منظور
افزایش میزان تولید بره در گله های عشایری نیاز است که عملیات فلاشینگ و
مکمل دهی در اواخر دوره آبستنی در این گله ها اجرا شود و همچنین قوچ اندازی
در این گله ها مدیریت شود
ويژگي مناطق كاربرد توصيه ترويجي :
كلمات كليدي : شاخص های توليد مثلي، گوسفندان عشایری، استان مرکزی